روایتی واقعگرایانه از بحرانهای زندگی یک نوجوان

نویسنده کتاب «من مادر مادرم بودم» میگوید: دوست داشتم مخاطب نوجوان در این داستان، با روایتی واقعگرایانه از بحرانهای زندگی همسالان خود مواجه شود.
سمیه سیدیان در گفتوگو با خبرنگار مهر درباره موضوع داستان «من مادر مادرم بودم» گفت: این داستان، روایتگر زندگی دختر نوجوانی به نام ساراست که در نوجوانی، درست همزمان با بحرانهای شخصیتی و روحی خود، با بحران بزرگی روبهرو میشود: او متوجه میشود که مادرش به اعتیاد دچار شده است.
او در این شرایط دشوار، ناچار میشود زودتر از موعد بزرگ شود و مسئولیتهایی فراتر از سنش را بپذیرد. در واقع، او باید نقش مادر را برای مادر خودش ایفا کند و او را در میان سختیهای زندگی هدایت کند. داستان به موضوعات عمیقی چون هویت، دوستی، قضاوت دیگران و مسئولیتپذیری در چنین شرایط بحرانی میپردازد.
این نویسنده درخصوص چرایی انتخاب این سوژه برای اثر خود بیان کرد: پاسخ به این سؤال، لایههای متفاوتی را در بر میگیرد. من با انتخاب این موضوع، سعی کردم سراغ مسئلهای دشوار و کمتردیدهشده در ادبیات نوجوان بروم. دوست داشتم مخاطب نوجوان در این داستان، با روایتی واقعگرایانه از بحرانهای زندگی همسالان خود مواجه شود. از طرفی تلاش داشتم بهجای ارائه پاسخهای آماده و شعاری، مخاطب را با پرسشها و احساسات شخصیت اصلی همراه کنم.
کتاب «من مادر مادرم بودم» یکی از آثار مجموعه «بیاجازه در مدرسه» است. او راجعبه دغدغههای این مجموعه برای مخاطبانش و اینکه چطور شد در تألیف این مجموعهکتاب مشارکت کرد، توضیح داد: این مجموعه شامل هشت رمان است که توسط گروهی از نویسندگان «چهلبرگ» نوشته شده و دغدغههای متنوع دختران دبیرستانی را در یک جهان داستانی مشترک که در یک دبیرستان در تهران نیز اتفاق میافتد، روایت میکند. دغدغهها و مسائل این مجموعهکتاب به تجربیات نوجوانان امروز میپردازد؛ برخی از این کتابها از اعتیاد مادر، بیماری، سوگ، اختلاف با والدین، دوستی و … در دنیای نوجوان روایت میکنند. موضوع و ایده با مشورت جمعی نویسندههای «چهلبرگ» صورت گرفت. این طرحها طی جلسات پیدرپی و خوانش فصل به فصل مدام در هفتهها و ماههای متوالی انجام گرفت تا به یک طرح منسجم کلی با شخصیتهای ثابت در مجموعه هشت جلد رسیدیم.
سیدیان در پاسخ به این سؤال که «آیا کتابها کاملا در ژانر مدرسهای هستند یا فقط به گوشهای از مسائل مدرسه در داستان اشاره میشود؟» بیان کرد: داستانهای این مجموعه در مدرسه اتفاق میافتند اما رویکردی فراتر از یک ژانر صرفاً مدرسهای دارند. در این کتابها، مدرسه به یک شخصیت زنده و مهم در داستان تبدیل میشود و فقط یک مکان ساده برای روایت ماجراها نیست. مدرسه بهعنوان جامعهای کوچک ترسیم شده که زندگی دختران نوجوان در آن بههم گره میخورد و مشکلات زندگی شخصی آنان (مانند اعتیاد مادر یا بیماری دوست) نیز همراه آنان به کلاس میآید.
سمیه سیدیان نظر خود را درباره میزان جذابیت داستانهای مدرسهای برای نوجوانان امروز، اینطور اظهار کرد: وجود مجموعهای مانند «بیاجازه در مدرسه» نشان میدهد که این فضا همچنان برای نوجوانان جذاب و ملموس است. رویکرد این مجموعه که به مسائل واقعی و عمیق زندگی نوجوانان میپردازد، میتواند برای مخاطبی که خود در این فضا زندگی میکند، جذاب باشد؛ چراکه فرصت همذاتپنداری با شخصیتها را فراهم میکند. شخصیتهای داستانهای مجموعه بسیار نزدیک به تجربیات امروز نوجوانان هستند. نوشتن از نوجوان و روزهای نوجوانی و تجربیات نوجوانان همواره دشوار و چالشبرانگیز است؛ اما همین چالش و مواجهه با دنیای نوجوانی برای ادبیات امروز لازم و ضروری است.
این نویسنده در پایان درباره جایگاه ادبیات مدرسهای در آثار تألیفی نوجوان ایران گفت: مجموعه «بیاجازه در مدرسه» را بهعنوان یک مجموعه نوآورانه معرفی میکنم که پیش از این، نمونهای با این شکل (جهان داستانی مشترک و روایت گروهی) در ادبیات مدرسهای ایران وجود نداشته است. این نشان میدهد که این ژانر در حال تحول است. بااینحال احساس میکنم وجود چنین مجموعههایی نشانه حرکت در مسیر درست برای پاسخ به نیازهای متنوع نوجوانان امروز است.
گفتنی است، کتاب «من مادر مادرم بودم» به قلم سمیه سیدیان بهتازگی از سوی انتشارات قدیانی در ۱۳۶ صفحه و بهای ۲۰۰ هزار تومان برای نوجوانان منتشر شده است.



