باشد که قبیله ما کتابخوانان، رشد کند و بزرگ شود!

کتاب «لذت خواندن در عصر حواسپرتی» میگوید خواندن بهتر است از علاقه و سلیقه فردی آغاز شود، نه از نسخهها و توصیههای تحمیلی دیگران.
به گزارش خبرنگار مهر، در روزگار گسترش شبکههای اجتماعی و گوشیهای هوشمند، الگوی مصرف رسانهای انسانها بهطور چشمگیری تغییر کرده است. بسیاری از افراد امروز زمان قابل توجهی را در شبکههای اجتماعی، ویدیوهای کوتاه، بازیهای آنلاین و پیامرسانها میگذرانند. این رسانهها با ارائه محتوای سریع، متنوع و جذاب، بهطور مداوم برای جلب توجه کاربران رقابت میکنند. در چنین شرایطی، کتابخوانی که نیازمند زمان و تمرکز بیشتر است، برای برخی افراد به فعالیتی دشوارتر تبدیل شده است.
یکی از دلایل مهم این تغییر، تفاوت در نوع پاداشی است که این رسانهها به مخاطب میدهند. در فضای دیجیتال، کاربران با پاداشهای فوری مانند لایکها، اعلانها و محتوای پیدرپی مواجه میشوند که احساس رضایت سریع ایجاد میکند. در مقابل، خواندن کتاب تجربهای تدریجی و عمیق است و لذت آن معمولاً در طول زمان و با پیشرفت در متن شکل میگیرد. همین تفاوت باعث میشود بسیاری از افراد به سمت محتوایی بروند که نتیجه و هیجان فوریتری ارائه میدهد.
افزون بر این، مصرف گسترده محتوای کوتاه و سریع میتواند بر میزان تمرکز افراد نیز تأثیر بگذارد. برخی پژوهشها نشان میدهند که عادت به مرور مداوم اطلاعات کوتاه ممکن است توانایی تمرکز طولانیمدت را کاهش دهد. در نتیجه، برای بعضی از افراد نشستن و خواندن چندین صفحه کتاب بدون وقفه دشوارتر از گذشته شده است. از سوی دیگر، تنوع گسترده سرگرمیهای دیجیتال مانند فیلم، سریال، پادکست و بازیهای ویدیویی نیز باعث شده کتاب تنها یکی از گزینههای متعدد برای گذراندن اوقات فراغت باشد.
با این حال، افرادی که همچنان به کتابخوانی علاقه دارند، معمولاً ارزشهای خاصی را در این تجربه پیدا میکنند. خواندن کتاب امکان غوطهوری عمیق در یک داستان یا اندیشه را فراهم میکند و به خواننده اجازه میدهد با تخیل خود جهان متن را بسازد. همچنین بسیاری از خوانندگان احساس میکنند که از طریق کتاب با ذهن و تجربههای نویسنده ارتباطی نزدیک برقرار میکنند. این ویژگیها باعث میشود کتابخوانی برای آنان نهتنها یک سرگرمی، بلکه راهی برای درک عمیقتر جهان، انسانها و خودشان باشد.این لذت خواندن است!
لذتی برای نجات غرق شدگان فضای مجازی
کتاب «لذت خواندن در عصر حواسپرتی» نوشته آلن جیکوبز و با ترجمه علی امیری در ایران توسط انتشارات ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. در معرفیهای فارسی این اثر، محور اصلی کتاب دفاع از خواندن بر اساس علاقه و میل شخصی دانسته شده است، نه پیروی از فهرستهای از پیش تعیینشده یا نسخههای کلی که برای کتابخوانی ارائه میشوند. نویسنده تلاش میکند نشان دهد که تجربه خواندن میتواند امری فردی و انعطافپذیر باشد و الزاماً نباید تابع قواعد ثابت و عمومی تلقی شود.
در این کتاب، جیکوبز استدلال میکند که در دوران شبکههای اجتماعی و پراکندگی توجه، هنوز هم میتوان از خواندن لذت برد. او تأکید میکند که کتابخوانی نباید صرفاً بهعنوان یک وظیفه فرهنگی، آموزشی یا نشانهای از فرهیختگی در نظر گرفته شود، بلکه میتواند تجربهای شخصی و لذتبخش باشد. از همین رو، نویسنده خوانندگان را تشویق میکند که از «باید»های رایج در توصیههای کتابخوانی فاصله بگیرند و مسیر مطالعه خود را بر اساس علاقهها و کنجکاویهای فردی شکل دهند.
یکی از ویژگیهای مهم رویکرد جیکوبز، لحن غیرموعظهگرانه کتاب است. او بهجای سرزنش مخاطبان برای کمخوانی یا گرفتار شدن در حواسپرتیهای عصر دیجیتال، واقعیت این شرایط را میپذیرد و تلاش میکند راهی واقعبینانه برای حفظ رابطه با خواندن پیشنهاد دهد. به همین دلیل، این کتاب در بسیاری از معرفیها با آثار راهنمای «چگونه کتاب بخوانیم» مقایسه شده و گفته میشود که رویکرد آن آزادتر، انعطافپذیرتر و کمقانونتر از بسیاری از کتابهای مشابه است.
در بخشی از این کتاب، بخش پایانی که او به چگونگی شروع این کتاب میپردازد، میخوانیم: «دست گرفتن یک کتاب – تصمیم گرفتن به خواندن چیزی ، تقریباً هر چیزی – انتخاب شکل خاصی از توجه است. این انتخاب توأمان سکوت و پذیرشی نسبت به یک صدا می آفریند؛ خواننده به گونهای خیالی عمل میکند از تجربه یافتن کلمات روی صفحه معنا می سازد، اما همچنین، به نحوی ایدئال، تلاش میکند تا حالت خوشدلانهای نسبت به چیزی که میخواند. بگیرد. این خواننده انتخابگر هرگز صرفاً منفعل نیست هرگز صرفاً مصرفکننده نیست بلکه دائماً مشغول داوری انتقادی است گاهی با احتیاطی اندیشمندانه دست از همدلی بر می دارد و سپس در متبرکترین لحظات زمانی که اعتماد دوباره ساخته شد، آن همدلی را به تمامی و بیکران ارزانی میدارد.
حدود هفتصد سال پیش، ریچارد دو بیوری – راهب کتابدار، مجموعه دار کتاب انگلیسی و عاقبت اسقف دورهام نوشت: در کتابها مردگان را مییابم که انگار زندهاند؛ در کتابها آینده را میبینم؛ در کتابها جنگافروزیها شروع میشوند؛ از کتابها قوانین صلح پدید میآیند. همه چیز فاسد شده و در زمان میپوسد؛ کیوان دست از بلعیدن کودکانی که خود میزاید برنخواهد داشت؛ تمام افتخار جهان در فراموشی مدفون خواهد شد، مگر اینکه خداوند برای میرایان مرهم کتاب را فراهم آورد. آری، ستایشی احساساتی از مزایای خواندن، اما نه زیادی احساساتی. جماعت اهل کتاب و خواننده ریچارد در سیر زمان و سراسر مکان گسترده اند و هنوز اعضای فراوان دارند. شمار ناخوانندگان بیشتر از ماست – همیشه بوده و همیشه خواهد بود، اما همیشه میتوانیم یکدیگر را بیابیم و همیشه مشتاق خوشامدگویی به دیگران برای ورود به سرپناه هستیم باشد که قبیلهمان رشد کند.»
مخاطبان اصلی کتاب کسانی هستند که از فشار فهرستهای «کتابهای ضروری» یا تصور کتابخوانیِ اجباری خسته شدهاند و میخواهند رابطهای طبیعیتر و شخصیتر با مطالعه برقرار کنند. پیام کلی کتاب نیز بر همین نکته تأکید دارد که خواندن بهتر است از علاقه و سلیقه فردی آغاز شود، نه از نسخهها و توصیههای تحمیلی دیگران.



