کتابهای سینمایی دوباره دیده میشوند؟

قیمت کتابهای تخصصی طی سالهای اخیر چندین برابر شده و بسیاری از دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان عملاً توان خرید این آثار را از دست دادهاند.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جوان نوشت: اگر جشنوارههای سینمایی ویترین تولیدات یکساله سینما هستند، کتابهای سینمایی حافظه مکتوب و پشتوانه نظری این هنر به شمار میآیند. فیلمها روی پرده میآیند، اکران میشوند و جای خود را به آثار تازه میدهند، اما آنچه تجربههای سینمایی، نظریهها، تاریخ سینما، نقدها، شیوههای تولید و دانش این هنر را برای نسلهای بعد حفظ میکند، کتاب است.
به همین دلیل، هر کشوری که به توسعه صنعت سینما میاندیشد، ناگزیر از سرمایهگذاری بر تولید و نشر آثار تخصصی در این حوزه است. در چنین شرایطی، برگزاری دوباره جایزه کتاب سال سینما را پس از چند سال وقفه باید نشانهای از بازگشت توجه به یکی از مهمترین بخشهای زیست فرهنگی سینمای ایران دانست، بخشی که طی سالهای اخیر کمتر در کانون توجه قرار داشته است. این جایزه که قرار است ۲۹تیرماه برگزار شود، کتابهای منتشرشده در فاصله سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ را مورد ارزیابی قرار میدهد.
همخوان نبودن کمیت و کیفیت
طی این سالها با وجود افزایش چشمگیر قیمت کتاب و تغییر ذائقه مخاطبان، نزدیک به ۸۰۰ عنوان کتاب سینمایی در کشور منتشر شده است، اما آیا انتشار این تعداد کتاب را باید امیدوارکننده دانست؟ این آمار در نگاه نخست امیدوارکننده به نظر میرسد، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند افزایش تعداد عناوین، لزوماً به معنای پاسخگویی به نیازهای واقعی سینمای ایران نیست.
در بازار نشر ایران بیش از ۲۰ هزار ناشر مشغول فعالیت هستند که بسیاری از آنها با انتشار کتابهای ضعیف و کمکارکرد فقط به لحاظ کمی آمار چاپ کتاب را بالا میبرند و به لحاظ کیفی کمکی به بازار نشر و اقتصاد نشر ایران نمیکنند. بخش قابل توجهی از این کتابها را ترجمههای متعدد از موضوعات مشابه، کتابهای آموزشی تکراری یا آثاری با مخاطبان محدود تشکیل میدهند، در حالی که حوزههایی همچون اقتصاد سینما، مدیریت تولید، مطالعات مخاطب، سیاستگذاری فرهنگی و مطالعات بازار همچنان با کمبود منابع فارسی روبهرو هستند.
رامتین شهبازی، دبیر جایزه کتاب سال سینمایی نیز بر همین مسئله تأکید دارد. او معتقد است بسیاری از ناشران فاقد گروههای تخصصی برای نیازسنجی هستند و بهندرت پیش میآید که پیش از انتخاب یک کتاب، از دانشگاهها، پژوهشگران یا استادان درباره خلأهای آموزشی و پژوهشی نظرخواهی شود. به اعتقاد او، نتیجه چنین وضعیتی بازاری است که بیش از آنکه بر پایه نیازهای علمی شکل بگیرد، تابع ملاحظات اقتصادی است.
این در حالی است که در بسیاری از کشورهای صاحب صنعت سینما، دانشگاهها، مراکز پژوهشی و ناشران تخصصی، سالانه صدها عنوان کتاب منتشر میکنند که بخش مهمی از آنها به شکل مستقیم وارد چرخه آموزش دانشگاهی و حرفهای میشود و به ارتقای دانش سینمایی کمک میکند. در ایران نیز اگرچه کتابهای سینمایی همواره بخشی از جریان فرهنگی کشور بودهاند، اما این حوزه هیچگاه متناسب با نیازهای واقعی صنعت سینما رشد نکرده است. از همین منظر، برگزاری دوباره جایزه کتاب سال سینمایی میتواند توجه جامعه سینمایی را بار دیگر به اهمیت تولید دانش و پژوهش در این حوزه جلب کند.
جای خالی تألیف
یکی از مهمترین چالشهای نشر سینمایی ایران، نسبت نامتوازن میان آثار ترجمه و تألیف است؛ موضوعی که سالهاست از سوی نویسندگان و پژوهشگران مورد انتقاد قرار میگیرد.
رامتین شهبازی با صراحت میگوید اگر ناشری میان یک ترجمه متوسط و یک کتاب تألیفی ارزشمند حق انتخاب داشته باشد، در بسیاری از موارد ترجمه را برمیگزیند، زیرا از منظر بازار ریسک کمتری دارد و فروش آن قابل پیشبینیتر است.
مرتضی کاردر، مدیر نشر هرمس نیز با اشاره به همین مسئله معتقد است گرایش بسیاری از ناشران به سمت انتشار آثار ترجمهشده است، زیرا این کتابها معمولاً از کیفیت تثبیت شدهتری برخوردارند. البته او پرسش مهمتری را مطرح میکند؛ اینکه آیا اساساً سینمای ایران توانسته نظریهپردازان و منتقدانی پرورش دهد که آثار تألیفی آنها بتواند به عنوان مرجع مورد استقبال گسترده مخاطبان قرار گیرد؟
کاردر میگوید اگرچه برخی منتقدان ایرانی آثاری با استانداردهای جهانی مینویسند، اما هنوز برند شخصی و اعتبار حرفهای آنها برای مخاطبان تثبیت نشده است؛ موضوعی که باعث میشود ناشران با اطمینان کمتری به سراغ انتشار آثار تألیفی بروند. با این حال، ترجمه هرگز نمیتواند جایگزین تألیف شود. ترجمه، راه ورود اندیشهها و نظریههای جهانی به کشور است، اما پاسخ بسیاری از مسائل سینمای ایران تنها از دل پژوهشهای بومی بیرون میآید.
اقتصاد سینما، نظام تولید، ساختار اکران، سیاستهای فرهنگی، مخاطب ایرانی و تجربه زیسته سینمای کشور، موضوعاتی هستند که تنها پژوهشگران و نویسندگان ایرانی میتوانند آنها را به شکلی دقیق تحلیل کنند. از این منظر، تقویت جریان تألیف ضرورتی انکارناپذیر برای آینده سینمای ایران است. وضعیت ضعیف دستمزدها به مؤلفان به هیچ عنوان با میزان کار و زمانی که برای آن میگذارند همخوانی ندارد و گاهی یک مؤلف برای نوشتن یک کتاب باید ماهها و حتی سالها زمان صرف کند، ولی دستمزدی بسیار کم برای آن کتاب میگیرد. دستمزدهای پایین و نبود حمایت از مؤلفان، یکی از آسیبهای جدی در این حوزه است.
در کنار مشکلات تولید، گرانی کتاب نیز به یکی از مهمترین موانع توسعه نشر سینمایی تبدیل شده است. افزایش هزینه کاغذ، چاپ و توزیع، قیمت کتابهای تخصصی را طی سالهای اخیر چندین برابر کرده و باعث شده بسیاری از دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان عملاً توان خرید این آثار را از دست بدهند. طبیعی است که در چنین شرایطی، بازار کتابهای تخصصی کوچکتر شود و ناشران نیز با احتیاط بیشتری به سراغ انتشار آثار جدید بروند.
در چنین فضایی برگزاری دوباره جایزه کتاب سال سینمایی میتواند فرصتی برای دیده شدن نویسندگان، مترجمان و پژوهشگرانی باشد که معمولاً سهم اندکی از توجه رسانهها دارند. همچنین این جایزه میتواند انگیزهای برای تولید آثار تألیفی، معرفی کتابهای معتبر به دانشجویان و فعالان سینما و هدایت نگاه ناشران به سمت کیفیت به جای افزایش صرف تعداد عناوین ایجاد کند. باید امیدوار بود با برگزاری چنین جوایزی بخش تألیف، ترجمه و پژوهش در سینمای ایران جان بگیرد و آثار درخوری در آن منتشر شود در غیر آن صورت باید منتظر فراموشی تجربههای سینمایی کشور باشیم.



