شاعری که «زمستان» را سرود و در کنار فردوسی آرام گرفت

در کنار شعر، اخوان در نثر نیز قلمی توانا و آمیخته به طنز و نقد داشت. کتاب نقیضه و نقیضهسازان از آثار مهم او در حوزه نظریه نقیضه و پارودی در ادبیات فارسی است.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: مهدی اخوان ثالث (م. امید) از برجستهترین شاعران نیمایی و بنیانگذار گونهای از «شعر نوی خراسانی» است؛ جریانی که با تکیه بر زبان استوار خراسانی و بهرهگیری از اسطورهها و تاریخ ایران کهن، رنج و شکست نسل پس از کودتای ۲۸ مرداد را بازتاب میدهد. او در اسفند ۱۳۰۷ در توسِ نوِ مشهد به دنیا آمد، تحصیلاتش را تا پایان دبیرستان در مشهد ادامه داد و در هنرستان صنعتی این شهر آهنگری آموخت و مدتی نیز در همین حرفه کار کرد. سپس به تهران رفت و به شغل معلمی پرداخت. آشنایی با نیما یوشیج مسیر شعری او را دگرگون کرد و به یکی از پیروان جدی شعر نیمایی بدل شد، بیآنکه از ریشههای کلاسیک و خراسانی خود جدا شود.
اخوان بهسبب گرایشها و فعالیتهای سیاسی چند بار زندانی و یکبار به اطراف کاشان تبعید شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حس سرخوردگی و یأس سیاسی در شعرش پررنگتر شد و به یکی از درونمایههای اصلی آثارش بدل گشت. او مدتی در رادیو و سپس در تلویزیون (از جمله تلویزیون خوزستان و بعد رادیو و تلویزیون ملی ایران) فعالیت داشت و از اوایل دهه ۱۳۵۰ در دانشگاههای تهران، ملی و تربیت معلم، شعر سامانی و معاصر تدریس میکرد. او سالهای پایانی عمر را با دشواری معیشتی گذراند و در ۴ شهریور ۱۳۶۹ در تهران درگذشت؛ و بنا بر وصیتش در توس، در کنار آرامگاه ابوالقاسم فردوسی به خاک سپرده شد.
اخوان هم در قالبهای کلاسیک، بهویژه قصیده و غزل به شیوه خراسانی، توانمند بود و هم در شعر نیمایی آثاری ماندگار آفرید. گرایش او به واژگان کهن و ساختهای زبانی فاخر، در کنار تصویرهای نمادین و اجتماعی، به شعرش لحنی حماسی و در عین حال سوگوارانه میبخشد. مضمون محوری آثارش حسرت بر شکست آرمان عدالت، اندوه ایران اسطورهای و تنهایی نسل روشنفکر است؛ شعر مشهور «زمستان» نمونه روشن این فضای سرد و نومیدانه است که به نمادی از حال و هوای سیاسی و اجتماعی آن دوره بدل شده است.
اخوان با آمیختن وزن نیمایی به زبان فاخر و حماسیِ کهن، گونهای «شعر نوی خراسانی» پدید آورد که هم ریشه در سنت داشت و هم بیانگر بحرانهای انسان معاصر بود. نخستین دفترش «ارغنون» (۱۳۳۰) بیشتر در قالبهای کلاسیک سروده شد، اما با «زمستان» (۱۳۳۵) ـ شامل شعرهای شاخصی چون «زمستان» و «چاووشی» ـ به اوج شهرت رسید. «آخر شاهنامه» (۱۳۳۸) از مهمترین منظومههای اوست و «از این اوستا» ادامه همان جهانبینی اسطورهای و حماسی را پی میگیرد. منظومه بلند «شکار»، «پاییز در زندان» (یا «در حیاط کوچک پاییز در زندان») نیز از آثار برجسته اویند. تکسرودههایی مانند «قاصدک»، «باغ بیبرگی» و «پاییز، ای فصلِ آخرین» جایگاهی ماندگار در شعر معاصر یافتهاند.
اخوان و طنزپردازی ویژهاش
در کنار شعر، اخوان در نثر نیز قلمی توانا و آمیخته به طنز و نقد داشت. کتاب «نقیضه و نقیضهسازان» از آثار مهم او در حوزه نظریه نقیضه و پارودی در ادبیات فارسی است و نشان میدهد که او علاوه بر شاعری، نگاهی تحلیلی و پژوهشگرانه به سنت ادبی داشت. بخش مهمی از نوشتههای منثورش نیز به یادداشتها و نقدهای ادبی اختصاص دارد که در آنها رگههای رندی و طعنه بهروشنی دیده میشود.

طنز در شعر اخوان غالباً تلخ و درونی است، نه شوخی آشکار و سبک؛ او با لحنی جدی سخن میگوید، اما ساختار موقعیت و تقابلها بار طعنه را حمل میکند. نمونه روشن این طنز سیاه در شعر «چاووشی» از مجموعه «زمستان» دیده میشود، جایی که زبان رجزخوانانه و حماسی با واقعیت شکستخورده نسل او در تضاد قرار میگیرد. همچنین در آثاری چون «آخر شاهنامه»، مواجهه با تاریخ، اسطوره و قدرت اغلب با نگاهی طعنهآمیز همراه است: شکوه ظاهری شاهان و فاتحان در کنار فروپاشی اخلاقی و انسانی قرار میگیرد و همین دوگانگی، کارکردی طنزآلود میآفریند. ظرفیت طنز پنهان در زبان و فضای آثار او چنان است که بسیاری از طنزپردازان معاصر در نقیضههایی که بر شعرهایش نوشتهاند، در واقع با همین لایه نهفته وارد گفتوگو شدهاند.
او شعری دارد با عنوان «هشدار»، که در سال ۱۳۲۷ سروده شده است. وقتی هنوز جامعه ایران حوادثی مثل کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را تجربه نکرده بود. در آن زمان اخوان چاره کار مشکلات میهن را انقلاب میدانست:
بی انقلاب مشکل ما حل نمیشود
وین وحی بی مجاهده منزل نمیشود
از دزدی است و راه حرام، آنچه هست و نیست
پول حلال کاخ مجلل نمیشود
خود تن مده به ظلم که بیانقیاد و میل
زالو به خون هیچکس انگل نمیشود
هشدار! مشکلات توی مجمع ملل
ای دوست، طرح اگر بشود، حل نمیشود
خود فکر کار باش که قولی مدللست
توفیق بیجهاد، مدلل نمیشود
باور مکن بدون چهل سال ارتیاض
بیخود کسی محمد مرسل نمیشود
من تشنه حقیقت محضم، بگو «امید»
بیانقلاب مشکل ما حل نمیشود



