دختر ترکمن و رازهایی که در بقچه مادرش جا مانده بودند

«در بقچهات چه داری دختر ترکمن؟» نوشته یوسف قوجق، داستان خواهر و برادری را روایت میکند که در مسیر فرار از جادو و خطر، به یادگارهای بهجامانده از مادر خود پناه میبرند.
به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «در بقچهات چه داری دختر ترکمن؟» نوشته یوسف قوجق، از آثار منتشرشده توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است؛ اثری که با بهرهگیری از عناصر قصههای عامیانه و افسانههای ترکمنی، مخاطب را به سفری در دل روایتهای کهن میبرد؛ روایتی که در آن طبیعت سخن میگوید، اشیا یادگار گذشته حامل رازها هستند و کودکان برای عبور از دشواریها به دانایی، شجاعت و میراث خانوادگی خود تکیه میکنند.
داستان از روستایی کوچک به نام اوخلی آغاز میشود؛ جایی که پیرزنی به نام «بیکه دایزا» میان مردم شناخته شده است. او هرگاه کودکی بیمار میشد یا خانوادهای درگیر اندوه و تنهایی بود، خود را به خانه آنان میرساند. اهالی روستا میدانستند که حضور این زن سالخورده تنها به معنای عیادت یا دلجویی نیست؛ او با خود گنجینهای از قصهها و خاطرات را به همراه میآورد و هر بار دریچهای تازه به دنیای روایتها میگشود.
خبر درگذشت زنی در روستای کلو، بیکه دایزا را راهی خانهای میکند که دو کودک یتیم به نامهای مریم و مانی در آن زندگی میکنند. پیرزن برای آرام کردن آنها، قصهای را آغاز میکند که به تدریج به روایت اصلی کتاب تبدیل میشود؛ داستانی درباره خانوادهای کشاورز که پس از مرگ مادر، زندگیشان دستخوش تغییرات فراوان شده است.
در این خانواده، پدری زندگی میکند که سالهاست محصول زمینش رونق گذشته را ندارد. دخترش ایدا کارهای خانه را برعهده گرفته و پسرش ایدین در مزرعه به او کمک میکند. فقدان مادر نه تنها خانواده را از نظر عاطفی دچار خلأ کرده، بلکه به باور پدر، برکت را نیز از خانه و مزرعه دور کرده است. در چنین شرایطی، ورود یک جادوگر مسیر زندگی آنها را تغییر میدهد.
جادوگر با سوءاستفاده از سادگی و درماندگی کشاورز، راهحلی عجیب برای بازگشت روزی و رونق زمین پیشنهاد میکند؛ راهحلی که جان فرزندان او را تهدید میکند. ایدا و ایدین که متوجه ماجرا میشوند، تصمیم به فرار میگیرند و این آغاز سفری طولانی و پرحادثه است؛ سفری که در آن یادگارهای مادر و نیروهای طبیعت به مهمترین پناهگاه آنها تبدیل میشوند.
راز بقچهای که راه نجات را نشان داد
در بخشهای مختلف داستان، خورشید به عنوان راهنما ظاهر میشود و کودکان را برای رهایی از خطر هدایت میکند. شانه مادر به خارستانی نفوذناپذیر تبدیل میشود و آینه او دریایی بزرگ را پیش روی تعقیبکنندگان قرار میدهد. این عناصر جادویی که ریشه در افسانههای کهن دارند، تنها ابزار نجات شخصیتها نیستند؛ بلکه نماد پیوندی عمیق میان گذشته و حال، خانواده و فرزندان و میراث نسلهای مختلف به شمار میروند.
یکی از ویژگیهای قابل توجه کتاب، حضور پررنگ طبیعت در روند داستان است. خورشید، ماه، درختان و حتی رودخانهها تنها بخشی از فضای روایت نیستند، بلکه نقشی فعال در سرنوشت شخصیتها ایفا میکنند. در جهان داستان، طبیعت موجودی زنده و همراه انسان است؛ دوستی که در لحظات سخت دست یاری به سوی کودکان دراز میکند.
ماجراجویی آیدا و آیدین پس از فرار نیز ادامه پیدا میکند. آنها در مسیر خود با پیرمردی روبهرو میشوند که درباره چشمههای پیش رو هشدار میدهد. اما نافرمانی ایدین باعث میشود او با نوشیدن آب یکی از جویبارها به آهو تبدیل شود. این اتفاق، مسیر تازهای را پیش روی خواهر و برادر قرار میدهد و داستان را وارد مرحلهای جدید میکند.
در ادامه، آیدا با گلهداری ثروتمند و پسر او روبهرو میشود. پسر گلهدار با دیدن دختر شیفته او میشود، اما جادوگر بار دیگر وارد ماجرا شده و با نیرنگ، آیدا را به قصر میبرد. حضور دوباره این شخصیت نشان میدهد که خطر هنوز از میان نرفته و قهرمانان داستان همچنان باید برای رسیدن به آرامش تلاش کنند.
بخش پایانی کتاب نیز با بهرهگیری از عناصر افسانهای پیش میرود. رودخانه، ماهی سخنگو و ساز زنبورک، هر کدام در پیشبرد روایت نقش دارند. در این بخش، رازها آشکار میشود، ایدین دوباره به شکل انسان بازمیگردد و خواهر و برادر فرصتی پیدا میکنند تا گذشته خود را بازیابند و مسیر زندگیشان را از نو بسازند.
آنچه «در بقچهات چه داری دختر ترکمن؟» را از یک داستان ماجراجویانه صرف فراتر میبرد، لایههای نمادین آن است. بقچه در این روایت تنها یک وسیله ساده نیست؛ نشانهای از میراث خانوادگی، خاطره، هویت و داشتههایی است که از نسلهای گذشته به فرزندان میرسد. ایدا و ایدین در طول سفر خود درمییابند که ارزشمندترین دارایی آنها نه ثروت و نه قدرت، بلکه یادگارهای مادر و درسهایی است که از او به جا مانده است.
یوسف قوجق در این اثر با الهام از فرهنگ و افسانههای ترکمن، روایتی خلق کرده که هم برای کودکان جذاب است و هم برای مخاطبان بزرگسال یادآور قصههای کهنی است که نسل به نسل منتقل شدهاند. استفاده از شخصیتهای نمادین، حوادث شگفتانگیز و فضایی سرشار از عناصر بومی، کتاب را به اثری تبدیل کرده که علاوه بر جنبه سرگرمکننده، مخاطب را با بخشی از فرهنگ شفاهی آشنا میکند.
«در بقچهات چه داری دختر ترکمن؟» در نهایت داستان دو کودک است که در میانه خطر، فریب و تنهایی، راه خود را با کمک خاطرات مادر و همراهی طبیعت پیدا میکنند؛ روایتی که نشان میدهد گاهی ارزشمندترین سرمایه انسان، همان چیزهایی است که سالها در بقچه خاطراتش پنهان ماندهاند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
آن دو باز هم رفتند و رفتند. هنوز به جوی دوم نرسیده بودند که آیدین گفت: «کفشم را کنار جوی اول جا گذاشتهام. نمیتوانم بدون کفش بیشتر از این راه بروم.»
او از خواهرش خواست همانجا منتظرش بماند. آیدین دواندوان برگشت، کفشش را پیدا کرد و خواست نزد خواهرش بازگردد؛ اما تشنگی امانش نمیداد. هرچند حرفهای آیدا و پیرمرد مهربان را فراموش نکرده بود، با خود فکر کرد اگر فقط کمی از آب جوی اول بنوشد، اتفاقی نخواهد افتاد.
اما همین که جرعهای از آب نوشید، ناگهان به آهویی زیبا تبدیل شد.
آیدا که همچنان منتظر برادرش نشسته بود، دید آهویی آرامآرام به سوی او میآید. وقتی کفشهای آیدین را دید که از شاخهای آهو آویزان است، فهمید چه اتفاقی افتاده است. غمش دوچندان شد و مانند ابر بهاری شروع به گریستن کرد. آنقدر گریه کرد تا دلش کمی آرام گرفت.
کتاب «در بقچهات چه داری دختر ترکمن؟» نوشته یوسف قوجق در ۵۰صفحه و به بهای ۱۵۰هزار تومان برای گروه سنی +۱۲از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.



